تبليغاتX
پادشاه فصلها "پاییز"

بازهم من و تو و صندلیهای خالی...

نوشته شده توسط احسان مهدیزاده (الف-پاییز) در ساعت 3:0 | لینک  | 

هر مطلب قشنگی که لزوماً درست نیست!

نوشته شده توسط احسان مهدیزاده (الف-پاییز) در ساعت 3:55 | لینک  | 

گاهی وقتها خیلی درد دارد، خیلی.

نوشته شده توسط احسان مهدیزاده (الف-پاییز) در ساعت 4:5 | لینک  | 

به امید یه هوای تازه تر...

نوشته شده توسط احسان مهدیزاده (الف-پاییز) در ساعت 4:48 | لینک  | 

دلتنگی جاییست میان لذت خاطرات گذشته و امید به تکرارشان در آینده،

افسردگی جاییست میان حسرت خاطرات گذشته و ناامیدی از تکرارشان در آینده.

نوشته شده توسط احسان مهدیزاده (الف-پاییز) در ساعت 3:30 | لینک  | 

 و اینگونه است که با فرهنگ غنی داستان خوانی و داستان دوستی ایرانیان آشنا می شوی، با وارد کردن کلمه "داستان" در گوگل و نظاره پیشنهادهای آن.

نوشته شده توسط احسان مهدیزاده (الف-پاییز) در ساعت 4:36 | لینک  | 

با 25 چراغ سوخته وارد مرحله بعد شدم!


- 4 نوامبر 2010/ 13 آبان 1389

رم-ایتالیا

نوشته شده توسط احسان مهدیزاده (الف-پاییز) در ساعت 2:22 | لینک  | 

ماه اولش گذشت.

یک زندگی جدید ، هم برات جدیده هم دوست داری مثل بچه بزنی زیر گریه. هم دوست داری کشفش کنی، هم دوست داری تموم شه.

یک تولد. یک نوزاد فقط با یک فرق ، بند نافت به دنیای قبلی وصله، خیلی هم محکمه، خیالت رو راحت میکنه، بهت آرامش میده اینکه می دونی محکم بهش وصلی، ولی بعضی وقتها که کشیده می شه خیلی درد داره. خیلی خیلی درد داره، آخه بندش خیلی محکم وصله، خیلی خیلی محکم.


" به همه اونهایی که هر آینه، هر دم و هر بازدم لمس دستهاشون و صدای نفسهاشون رو کم میارم"

نوشته شده توسط احسان مهدیزاده (الف-پاییز) در ساعت 3:21 | لینک  |